ميرزا محمد حيدر دوغلات

536

تاريخ رشيدى ( فارسي )

لقمه مشتبهه مجتنب مىبايد بود ، بر حضار مجلس ملاحظه كردم اين سخن را به هيچ كس از ايشان مناسب نبود . مرا تحقيق شد كه آن سخن ايشان تعلق به من دارد . نذر كردم كه پرهيز كنم ، « 1 » بعد از آن ( 253 ر ) الى يومنا بر خود لازم داشته‌ام . مخاطبم مرا معذور خواهد داشت كه در خوان هر كس طعام خورده نمىشود . بنده معذورم بعد از آنكه مدت‌ها در ملازمت حضرت ايشان بوده‌اند خواجه را به طرف طرفان اجازت فرموده‌اند . خواجه به طرفان آمده‌اند و سلطان احمد خان - انار اللّه برهانه « 2 » - ايشان را نيك ممكّن داشته‌اند . « 3 » بعد از آن تمام « 4 » فرزندان ايشان ، خواجه تاج الدين را بسيار عزيز و ممكّن مىداشته‌اند « 5 » . ذكر رخصت دادن خواجه تاج الدين را به طرفان و آشتى طاهر خان قزاق اوزبك و تقرير آنچه در آن ايام گذشته چون خواجه تاج الدين از طرفان آمد ، خان تعظيم و تكريم خواجه را فراخور بود به تقديم رسانيد و يك سال در ياركند ماند . بعد از آن خواجه را مقتضى المرام و الاحترام برگردانيدند . زمستان ديگر رشيد سلطان رفته قاليماق را تاخته و باران طايش « 6 » 660 نام اميرى از قاليماق كشته به شرف غزات مشرف گشته آمد و در قوچقار قيشلاق كرد . خان باز جريده 661 رفته ملحق شد . در اواسط زمستان ، طاهر خان كه سابقا در ذكر مجمل خانان قزاق مذكور شده است آمد . بعد از تردد ايلچيان مقرر شد كه آمده خان را ملازمت كند . سلطان نگار خانيم را كه عمه خان بود به خان رسانيد . و اين سلطان نگار خانيم آن است كه شرح احوال او سابقا مشروح شده است كه چهارم دختر سلطان يونس خان است كه بعد از فوت سلطان محمود ميرزا ابن ابو سعيد ميرزا به اديك سلطان ابن جانى بيگ خان قزاق دادند . اين خانيم را از ميرزا سلطان محمود يك فرزند بود كه ميرزا خان باشد ، در بدخشان پادشاه بود كه در تاريخ سنه سبع

--> ( 1 ) . نگ : - مرد عزيز صالح . . . كنم . ( 2 ) . نگ : - انار اللّه برهانه . ( 3 ) . نگ : + فصل هفتم و سوم . ( 4 ) . نب : طعام . ( 5 ) . نگ : - بعد از آن . . . مىداشته‌اند . ( 6 ) . نگ : طالش .